X
تبلیغات
زولا
ما را حمایت کنید
 

وبلاگ آسمان هفتم

آموزش پرورش اندام و انتقال تجربه

دوست دختر ... دوست پسر...

اول باید این سوال را پرسید هدف از دوستی با جنس مخالف چیست؟؟
ازدواج!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

زهی خیال باطل!!
هیچ پسر یا مردی به قصد ازدواج با جنس مخالف دوست نمیشه!!!!!مگر اینکه کسخول باشه!! دنبال مثال نقض هم نگردید هست ولی بسیار بسیار کم!

بله قدیما که شهر نو و مراکز جنسی فعال بود به قصد ازدواج دوست می شدن! و واقعا هم ازدواج میکردند!! مثلا توده ای با توده ای دوست میشد، کمونیست با کمونیست و .....!! در آن زمان مرد یا پسر، شهوت خودش را در مراکز جنسی خالی میکرد!!

اما الان جامعه تبدیل شده به یک فاحشه خانه ی بزرگ!

پس در نتیجه مرد ها و پسر ها فقط برای سکس با جنس مخالف دوست می شوند، آن هم از نوع اِینال(anal)!! 

چیزی که خیلی آزار دهنده است اینه که ببینی یه دختر خوب میره با یه پسر لاشی دوست میشه!! خانوم خونه تمام کارهای منزل را مثل دست گل انجام میده و از خیلی از خرج های خودش هم میزنه به منظور صرفه جویی و اینکه یه وقت به آقاش فشار نیاد!! اما اون آقای لاشی دنبال تنوعه!! با این استدلال که اگر خونه غذا میخورن خوب اشکال نداره بیرون هم یه ساندویچ بخورن!! اتفاقا اکثر این جور مردها زندگی را به همسران خودشون جهنم میکنند! چون خودشون یه کارایی میکنند!! به همسر خودشون هم شک میکنند!

 و یا برعکسش یه پسر خوب و سر به راه گیر یه دختر هفت خط ناتو میافته، که آقا باید مثل خر کار کنه ولی خانوم به کس دیگری یواشکی سرویس میده!!
یه سری از پسر ها و دختر ها هم هستند( البته 90 درصد دختر ها اینجور هستند، پسر ها خیلی کمتر) که میگن من فقط دنبال یه رابطه ی دوستی ساده هستم!! مثلا دختر خانوم احمق ساده لوح به پسر پیام داده من فقط دنبال یه دوستی ساده هستم!! آقا پسر هم جواب داده تو بیا حالا با هم آشنا بشیم( این جمله یعنی همان رابطه اِینالanal) و بقیه ماجرا!! و جالب تر اینکه دختر خودش در پیام های پسر داره میفهمه که این پسر بدکاره است!! خونه مجردی داره! لهن حرف هاش بده! اما باز هم مثل نفهم ها با پسره چت میکنه و برای پسره ناز میکنه و چس کلاس هم میزاره که من خیلی دختر بد اخلاق و غد و دیکتاتوری هستم مطمئنی میتونی با من کنار بیای!!! بدبخت خبر نداری تو به محض اینکه پاتو بزاری تو خونه اون پسر با یک گرگ طرف نیستی بلکه با ده تا کفتار دیگه هم که تو اتاق منتظرت هستند طرفی!! تازه این قسمت خوب ماجراست!! اگر اون دختر احمق گیر گروه های تبه کار و قاچاقچی آدم افتاده باشه که دیگه هیچی!! چون نه به کسی گفته کجا میره و نه کسی میدونه که این دختر احمق کجا رفته!! طعمه آماده برای قاچاقچی های انسان و اعضای بدن انسان!! پس در نتیجه دوستی ساده نداریم!

بله در محیط یک اداره یا مدرسه کارمندان خانوم و آقای اون مجموعه با هم همکار و دوست هستند اما این کجا و آن کجا!!!!!!!!!! این دوستی یک دوستی همکاری است و هیچ چشمداشتی نسبت به طرف دیگر وجود ندارد!!

با یه خانوم تبریزی در یک کارخونه همکار بودم که این خانوم به شدت تیپ میزد!! یعنی یه تیپ خفن!!! و در محله پایین شهر زندگی می کرد! یه روز بهش گفتن تو که اونجا زندگی میکنی  چطور جرات میکنی اینجوری تیپ بزنی و آریش کنی؟؟؟! من که پسرم جرات ندارم از تو محله شما رد بشم!! جواب قشنگی داد: گفت کرم از خوده درخته!! من تو چشم مردا نگاه نمیکنم که اونا درباره من فکر بد کنند!( البته من خودم تیپ زدنش را تایید نمیکنم، چون همان تیپ زدن  و لباس پوشین باعث تحریک میشه!)


حقیقتا دختر ها خیلی پسر ها را دست کم میگرند!! اینو مطمئن باشید که پسرهای خوبی بودن که شما را دوست داشته باشن! اما زرنگ بودن و زود پا پیش نذاشتن!! اول آمارتونو در آوردن بعد که سوتی دادید دیگه اون حس دوست داشتن تبدیل به تنفر شده!! دختر ها فکر میکنند زیر زیرکی با این و آن دوستی می کنند کسی نمی فهمه!! ما پسرها همدیگر را از حال هم خبردار میکنیم!! یعنی اون کسی که با شما دوست شده بعدا به کسان دیگر هم میگه که این دختر تنش میخاره، من قلا باهاش دوست بودم! یا میگه فلانی را میبینی اینجا با چادر میاد، دیشب رفیقام که تو خوابگاه دانشگاه فلانجا هستند میگفتند رفته بوده اونجا پیششون!!! یعنی برعکس دختر ها که چشم ندارند خوشحالی  و خوشبختی همدیگر را ببینند!! یعضی از دختر ها که واقعا دوست های خودشون را بدبخت میکنند، یعنی مال خودشون به باد دادن، میخوان بقیه را مثل خودشون خراب کنند!

مرد ها و زن های خراب یا پسر ها  و دختر های خراب حس ترس و عدم امنیت را به دیگران القا میکنند!!( خدا لعنتشون کنه)

یعنی من جوان که در خونمون را باز میکنم بیام بیرون،میبینم درست جلوی در خانه ما، داخل ماشین آقا داره از خانوم لب میگیره و میمالتش بعد که منو می بینن یه کم جا میخورن ولی باز هم به کارشون ادامه میدن! چون میخوان از هم خداحافظی کنند!! بعد خانوم در حالی که بچه ی یک ساله تو بغلشه از ماشین پیاده میشه میدوه میره چهار تا کوچه بالاتر خونشون!! آقا هم با ماشین دنده عقب از ته کوچه میره تو خیابونکه یه وقت کسی بهشون شک نکنه!!
بعد هم فکر نکنید اگر یه کاری کردید شوهر یا همسرتون نمیفهمه! نه یه روزی طشت رسواییتون از بام میفتاده!هنوز یادمه زمانی که 10 الی 12 سالم بود حدود 17 سال پیش!! زن جوانی که در محله ما بود و یه روز ساعت 3 ظهر شوهرش زنه را با دوست پسر سابقش دید! شوهر که از سر کار تو اون گرمای وحشتناک خسته و کوفته بر می گشت با اون صحنه مواجه شده بود که زن از ماشین مرد غریبه پیاده شده در حال خنده و لاس زدن و..... اونم یه کوچه پایین تر !! از قضا شوهر هم اون روز با ماشین از همان سمت بر می گشته خونه!! نتیجه مشت و قفل فرمون بود که میخورد تو صورت زن، هیچکس هم جرات نداشت بره جلو! شوهر مثل کوه آتشفشان فوران کرده بود!! همه را می سوزاند!! و بچه ی خردسالی که در صندلی عقب ماشین پیکان پدر در گرما نشسته و زجه می زد!! 

همین مشاهدات باعث میشه که یک جوان تن به ازدواج نده! چون میترسه!! از بی وفایی و شکستن قلبش! از بی آبرو شدنش!

  و به قول اوحدی در نصیحت زنان بد:

مکن، ای شاهد شکر پاره           

دل و دین را بعشوه آواره

یا مگرد آشنای و شوی مکن            

یا ببیگانه رای و روی مکن

زشت باشد که همچو بوالهوسان            

نان شوهر خوری و کیر کسان



تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 4 مرداد 1397 ساعت 14:58 | نویسنده: mohammad | چاپ مطلب | |
Facebook
نظرات (1)
پنج‌شنبه 4 مرداد 1397 15:15
فاچر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بیام بچنمت بعدم بچیرمت؟ که مثال نقژ شه واژت؟
پاسخ:
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد