X
تبلیغات
زولا
ما را حمایت کنید
 

وبلاگ آسمان هفتم

آموزش پرورش اندام و انتقال تجربه

اینجا دیگه جای موندن نیست!...........

چند وقتیه که این جمله را زیاد می شنوم، حتی از مذهبی ها، حتی از بی سواد ها، حتی از برخی دوستان الوات و آسمان جول....

واقعا چی شد که ما به اینجا رسیدیم که همه میخوان برن؟؟

کجــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا؟؟

خود من اولین بار که به فکر رفتن افتادم زمانی بود که تازه 18 سالم شده بود و هنوز دانشگاه نرفته بودم،یه شب با دو تا از دوستام تو کوچه بودیم و برای خودمون چرت و پرت می گفتیم درباره آینده زنگیمون!

حسین گفت: محمد بیا قاچاقی بریم ترکیه، اونجا پناهنده میشیم بعد میریم آمریکا یا اروپا! من یه آشنا پیدا کردم کارش اینه ، خاله ام هم الان رفته ترکیه پناهنده شده دنبال کارهای پناهندگیش تو آمریکاست!!

به محض اینکه گفت قاچاقی بریم ترکیه، رفتم تو فکر، اول گفتم خوبه دیگه سربازی هم نمیخواد برم، جای پیشرفتش بیشتره!

بعد قسمت منطقی و لج باز وجودم اومد جلو و یه نهیب بهم زد گفت:کجــــــــــــــــــــــا؟؟میری اونور ، اونجا هم بدتر از افغانی با هات رفتار میشه! چون نه زبان بلدی! نه تخصصی و علمی داری، تازه اش هم ترکیه کشوره که تو میخوای بری پناهنده بشی!!میخوای از چاله بیفتی تو چاه؟ امسال کنکورت را بده برو دانشگاه بعد هم سربازیتو برو بعد با عزت و افتخار برو هر جا دوست داشتی ادامه تحصیل بده، برگرد همینجا را بساز! 

من هم حرف بخش منطقی و لج باز وجودم را قبول کردم و همین حرفهارو به حسین هم گفتم، نتیجتا نه من رفتم ترکیه و نه حسین!! من به نوبه خودم رفتم دانشگاه در رشته ی مورد علاقه خودم زحمت کشیدم و لیسانس گرفتم! بعد رفتم سربازی ( روند سربازی انقدر فرسایشی شد که خودش 3 سال وقت از من گرفت!! خوبه حالا اجباریه!! انقدر هم باید مراحل هفت خان رستم رد کنی تا تازه بری سربازی!!) خلاصه ما از سربازی هم برگشتیم دیدیم عـــــــــــــــــــــــه تورم جیبمون را زده!!! غیر از اون بعد سربازی دیگه علاقه ای به ادامه تحصیل نداشتم حتی در خارج از کشور( حلا بگو نه اگر رات میدن بیا برو!!) نه جدی دیگه علاقه ای به دانشگاه ندارم! حسین هم رفت دانشگاه به این امید که بره تو بانک ولی نشد!!

رفتیم دنبال کار!! اما کو کار؟؟ شاغلهاش هم بیکار شده بودن!! کارخانه ها و کارگاه های تولیدی اکثرا به خاطر گرانی مواد اولیه و قیمت برق و مالیات اکثرا تعطیل شده بودن! به غیر از گرانی مواد اولیه و این ها دیگه به اون صورت تقاضایی هم نداشتند چون قدرت خرید کم شده!

اما خاله دوست ما رفت آمریکا! الان اونجا داره زندگی میکنـــــــــــه!

متاسفانه ما داریم با سرعت زیاد دنده عقب میریم!!! ( در تمام زمینه ها)

هنوز هم اعتقاد دارم باید اینجا بمونم و تا حد توانم در سازندگی مملکت خودم بکوشم!! البته اگر بذارن!

والّا ول کردن  و رفتن که هنر نیست!! 

اگر قرار به رفتن بود خوب پدران ما همون زمان جنگ با عراق میرفتن !! دیگه با عراق هم نمیجنگیدن! الان هم دیگه نه ایرانی وجود داشت، نه هویت ایرانی!( که بعضی ها همین را میخوان!) 

اگر هر کس کار خودش را به درستی انجام بده مملکت نظم میگیره! خوب این نماینده های مجلس، همه از شهر ها و روستا ها رفتن تو مجلس! از کشور های بیگانه که نیامدن! اگر درست و قانونی کار کنند و پارتی بازی نکنند همه چیز درست میشه! 

یا اون رئیس اداره یا مدیر  یک شرکت یا مدرسه جزئی از خودمونه که با پارتی بازی دیپلم ردی را استخدام میکنه! در حالی که این همه جوان تحصیل کرده بیکار داریم!! 

از قدیم گفتن از ماست که بر ماست!

ژاپن  الکی ژاپن نشد!! هیچ چیز را قبول ندارند، نه خدا! نه بهشت!! نه جهنم!! ولی شرافت خودشون را قبول دارند! 

 اما اینجا طرف با اسم خدا و ائمه و معصومین ، قسم جان پدر و مادر و زن و بچه اش سر مردم را کلاه میزاره!

اگر اداره برق، حق مردم ایران را صادر نکنه و همان را ذخیره کنه برای مواقع اوج مصرف، دیگه نیازی نیست روزی 2 ساعت برق کل مملکت را قطع کنند! و به پیکره اقتصاد کشور لطمه بزنند! 
این نوشته خیلی حرف های ناگفته داره که نمیشه نوشت!!،با هم همدردیم!! نمیشه نوشت!!!! از همین مطلب هم کلی از نوشته ها را حذف کردم!

پیشاپیش از کسانی که با خواندن متن بالا آزرده خاطر شدند پوزش می طلبم.

خداوند آخر و عاقبت همه ی ما را ختم به خیر کنه.

اللّهم عجّل لولیک الفرج

تاریخ ارسال: دوشنبه 1 مرداد 1397 ساعت 00:49 | نویسنده: mohammad | چاپ مطلب | |
Facebook
نظرات (2)
دوشنبه 1 مرداد 1397 13:58
سحر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
منم این اواخر ب این فکر میکنم ینی ادمایی ک خارجن چطوری زنذگی‌میکنن
ینی الان خاله دوستت خوشاله؟امریکا براخانوم زندگی راحت تره؟
پاسخ:
بله خوشحاله
خوب اون خاله اش کلا رفت اونجا که راحت باشه، خوب اینجا خوشحال نبود که رفت!!
دوشنبه 1 مرداد 1397 13:57
سحر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ینی دقیقا اون قسمت ک‌گفتی هر کسی کارخودشو انجام خیلی حرفت درسته همین ک‌یاد بگیر چ‌جزعی چ‌بزرگ کار هرکدوممون کلی تاثیر از هرجهت چ‌فرهنگی چ اقتصادی از همین زیر بناها شروع میشه بهم خیانت نکنیم ب خودمونم خیانت نکنیم اما درکش سخته وقتی هنوز جایی زندگی‌میکنی ک دروغ گفتن رواجش خیلی زیاد چون مردم نمیفهمن ب خوذشون اسیب میزنن ورا؟چون اصلا نغزشون اسیب تعریف نکرده میگه من هلاک شم بد بخت شم اما این دروغه رو بگم اخه ذهنم همچین چیزیو برنده شدن درنظر میگیره والا غیر دیگه اینکه این دروغه منو از وشم طرف میندازه مثلا و گند میزنه ب رابطه و من همه چیو ازدست دادم عملا مهم نیست مهم اینه من برنده شدم و سعی کردم همه رو سوار شم ب قول دکتر هلاکویی خر اخر میره طویله تورم میبره با خودش میخابونه پس نه خر باشیم نه خر سوار
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد